درب‌ها:

درب قبله
درب رجا (امید)
درب قاضی الحاجات (برآورندهٔ نیازها)
درب شهدا
درب کرامة (بزرگواری و کرامت)
درب سلام (درود)
درب سدره
درب سلطانیه
درب رأس الحسین (سر حسین)
درب زینبیه







رواق‌ها و ایوان‌ها:

رواق شمالی (پادشاهان)
رواق خاوری (فقیهان)
رواق باختری (ابراهیم مجاب)
رواق جنوبی (حبیب مظاهر)
ایوان شمالی (صافی الصفا)
ایوان خاوری
ایوان باختری
ایوان جنوبی (طلا)







ارزش زیارت حسین نزد شیعیان

شیعیان باور نیکی به زیارت حسینِ بن علی دارند، به‌گونه‌ای که در کتاب‌هایشان بیشترین احادیث مربوط به زیارت دربارهٔ امام حسین است. برای نمونه به برخی اشاره می‌کنیم:

هیچ فرشتهٔ مقرب و پیامبر فرستاده‌ای نیست مگر از خدا می‌خواهد که بگذارد امام حسین را زیارت کند؛ پس مرتب دسته‌ای از روان‌های پیامبران و فرشتگان فرومی‌آیند و دسته‌ای فرامی‌روند.
هر شب هفتادهزار فرشته از آسمان فرود آمده پس از طواف خانهٔ خدا و زیارت حرم محمد و علی، به زیارت حرم حسین می‌روند و پیش از برآمدن خورشید به آسمان فرامی‌روند.
یکی از یاران جعفر صادق از او نقل می‌کند که گفت: «رسول گرامی وحضرت علی وحضرت فاطمه (س) و همهٔ امامان برای زائران امام حسین (ع) دعا می‌کنند» نیز نقل می‌کند که روزی بر او درآمدم، دیدم با خدایش رازونیاز می‌کند، و سجده‌کنان این دعا را می‌خواند …. از سجده که سر برداشت، گفت: «کسانی که در آسمان‌ها در حق زائران امام حسین دعا می‌کنند، بیش از کسانیست که در زمین برایشان دعا می‌کنند.» همچنین نقل می‌کند که امام گفت: «آیا دوست نداری از کسانی باشی که از دنیا بیرون می‌روند و گناهی برایشان نیست؟ آیا دوست نداری از کسانی باشی که فرستادهٔ خدا حضرتمحمد(ص) باایشان مصافحه می‌کند؟ پس امام حسین (ع) را زیارت کن»
خداوند هزاران فرشته را مامور قبر حسین نهاده‌است و هیچ زائری به زیارتش نمی‌رود مگر به پیشوازش آیند، و هیچ زائری با او وداع نمی‌کند مگراین که به پادره اش می‌روند، و هیچ زائری بیمار نگردد مگر عیادتش کنند، و هیچ زائری نمیرد مگر بر پیکرش نماز گزارند و پس از مرگش برایش آمرزش خواهند. طبق حدیث دیگری اگر در میان سفر بمیرد، فرشتگان بشویندش و درب‌های بهشت به رویش باز شود.








سوگواری محرم

سوگواری محرم عزاداری‌ها و یادبودهایی است که به مناسبت کشته شدن حسین بن علی و یارانش که در واقعه کربلا روی داد، انجام می‌شود. این نبرد در سال ۶۱ هجری قمری در صحرای کربلا در عراق کنونی اتفاق افتاد. سوگواری برای حسین بن علی مختص ماه محرم نمی‌شود و در دیگر روزهای سال نیز با توجه به فرهنگ و رسم هر منطقه انجام می‌شود. سوگواری برای حسین بن علی و دیگر یارانش از روز نخست محرم آغاز می‌شود و در ظهر عاشورا به اوج می‌رسد. در غروب و شامگاه عاشورا، این سوگواری تحت عنوان مراسم شام غریبان ادامه پیدا می‌کند. در روز ۱۲ محرم نیز مراسمی با نام «سوم امام حسین» انجام می‌شود. این نوع مراسم‌ها در روز ۱۶ محرم با نام «هفتم امام حسین» و ۲۰ صفر با نام «اربعین» ادامه پیدا می‌کند. مراسم سوگواری سومین امام شیعیان از دیدگاه شیعه اهمیت بسیاری دارد و انجام آن عبادت است. سوگواری محرم در جاهای مختلف به صورت‌های گوناگون انجام می‌شود. علاوه بر شیعیان، این مراسم در میان غیرمسلمانان در ترینیداد و توباگو، جامائیکا، هند و ارمنی‌های ایران برگزار می‌شود. سوگواری محرم علاوه بر ابعاد مذهبی، ابعاد سیاسی و اجتماعی نیز دارد. سوگواری شیعیان ایران در ماه محرم همواره به صورت خودجوش بوده است و حکومت‌ها دخالتی در راه‌اندازی دسته‌های عزادار و برپایی مجالس سوگواری نداشته‌اند.






سوگواری محرم

خووان گویتیسولو، نویسنده و گزارشگر اسپانیایی، کتابی دارد با عنوان «قبله؛ سیر و سیاحت در جهان اسلام» که حاصل تأملاتش در سیر و سیاحت‌هایی به گوشه و کنار جهان اسلام است. او در سفری به ایران که مصادف بود با ایام سوگواری محرم مشاهداتش را اینگونه بیان می‌کند. در روزهای عزاداری محرم چهره شهرهای بزرگ و کوچک ایران به صورت چشمگیری تغییر می‌کند و سیاهپوش می‌شود. بیرق‌ها و علم‌های سیاه و گاه سبزرنگ بر در و بام تکایا، مساجد، خانه‌ها، مؤسسات، ادارات و معابر افراشته می‌شود. زن و مرد و پیر و جوان سیاه می‌پوشند و خصوصاً در ظهر عاشورا برخی چهره‌ها و موهایشان را گِل‌آلود می‌کنند. در این ایام زنان و مردان و به خصوص جوانان در مساجد و معابر و تکایا جمع می‌شوند به سر و سینه خود می‌کوبند تا عزا برپا دارند و با کشته‌شدگان واقعه کربلا که چهارده قرن پیش در صحرای کربلا رخ داد ابراز همدردی کنند.

با آنکه شهر ظاهری پُرآشوب دارد و مملو از مردانی است که با زنجیر و دست به سر و سینه خود می‌کوبند، اما آنچه گویتیسولو را به شگفت می‌آورد، مشاهده انبوه مردمانی است که از زن و مرد، پیر و جوان، بزرگ و کوچک، با مهربانی و همدلی در کنار هم سوگواری می‌کنند. او می‌نویسد مردمان در این دو سه روز با یکدیگر از زمان‌های دیگر مهربان‌ترند و همدل‌تر.

در ایران روضه‌ها بیشتر در ماه‌های محرم و صفر برگزار می‌شوند. معمولاً هر مجلس روضه از دو بخش زنانه و مردانه تشکیل می‌شود. برخی روضه‌ها ممکن است کاملاً زنانه باشند و گاه کاملاً مردانه. مجلس روضه ممکن است در خانه تشکیل شود و یا در تکیهها، مساجد و حسینیهها برپا شود.






انواع هیأت

یک دسته از هیأت‌ها فقط در محرم و صفر و دیگر ایام سوگواری عمومی تشکیل می‌شود. افراد آن در ایام خاصی دور هم جمع شده به عزاداری می‌پردازند.
هیأت‌هایی که در طول ایام سال فعالیت می‌کنند. بر حسب توافقی که کرده‌اند در شب‌های جمعه یا صبح جمعه یا شب چهارشنبه و غیره گرد هم جمع می‌شوند.







روش‌های مرسوم

زنجیرزنی
سینه‌زنی
نوحه
مرثیه
روضه
طبل و دهل زدن
بلند کردن پرچم
آتش زدن خیمه‌ها
تعزیه
برداشتن علم یا علامت (که قبلاً ممنوع بوده ولی اکنون قانونی است)
قمه زنی







تاریخچه
از آغاز تا سده هفتم

سوگواری برای کشته شدان کربلا در همان روزهای پس این واقعه انجام شد. در چهلم (اربعین) هنکامیکه اسیران از شام بسوی مدینه درحرکت بودند راه خود را به سمت کربلا تغییر داه و هنکامیکه بدان سرزمین رسیدند با جابر ابن عبدالله انصاری صحابی پیامبر و تعدادی از بنی هاشم مواجه شدند و در آنجا به سوگواری و نوحه سرایی پرداختند.

سوگواری در مدینه اولین بار به پیشگامی ام سلمه همسر پیامبر اسلام انجام شد.

در دوران امام پنجم شیعیان (که خود در کربلا حضور داشت) و امام ششم شیعیان که مصادف را دوران ضعف بنی امیه بود عزاداری بصورت مراسم سالانه رواج یافت.

سایر امامان شیعه نیز در برگزاری مراسم سالانه برای کشتگان کربلا اهتمام داشتند. دراین دوران تعداد زیادی از شاعران شیعه نیز اشعاری در مراثی حسین سرودند.






آل بویه

یکی ازمهمترین دوران عزاداری برای کشتگان کربلا در قرن چهارم و مقارن با حکومت آل بویه‌است. در این دوران حکومت‌های شیعی همچون علویان طبرستان، زیدیان یمن، حمدانیان در شمال عراق، فاطمیان در مصر و آل بویه در عراق و ایران به قدرت رسیدند. عموم مورخان به برگزاری عزاداری بصورت عمومی در کوچه خیابان در این دوران اشاره کرده‌اند.

در این باره ابن جوزی می‌نویسد: «در سال ۳۵۲ (قمری) معزالدوله دیلمی دستور داد، مردم در روز عاشورا جمع شوند و اظهار حزن کنند; در این روز بازارها بسته شد و خرید و فروش موقوف گردید; قصابان گوسفند ذبح نکردند، هریسه پزها هریسه (حلیم) نپختند، مردم آب ننوشیدند; در بازارها خیمه برپا کردند و به رسم عزاداری کرباس آویختند; زنان به سرو روی خود می‌زدند و بر حسین ندبه می‌کردند.»

حاکمان فاطمی مصر نیز با آنکه با ال بویه رقیب بودند از روش آنان در عزاداری پیروی کردند.تقی الدین مقریزی در این باره می‌نویسد که:

در زمان المعزلدین الله به سال ۳۶۳ (قمری) در کشور مصر تمام فاطمیین و شیعه در روز عاشورا در کنار مقبره ام کلثوم و سیده نفیسه اجتماع نموده و به عزاداری پرداختند و مبلغ بی حساب برای اطعام و عزاداری و شربت مخارج نمودند و به سال ۳۹۶ (قمری) در مصر کلیه بازارها را تعطیل عمومی کردند و ابن مأمون در سال ۵۱۵ (قمری) از موقوفات و صدقات کشور مصر روز عاشورا را تعطیل و روز توزیع صدقات قرار داد. و در عهد صدارت افضل بن بدرالدین در مسجد حسینی قاهره بوریاها فرش شد و افضل بدین سان در قلب مردم را یافت.







صفویه
اصطلاح‌ها
دسته‌ها

در جلوی دسته‌ها، پرچم‌داران به راه می‌افتند و سپس افراد بزرگتر زنجیرزن به ترتیب قد در دو صف طویل حرکت می‌کنند و در بین آنها افرادی نوحه می‌خوانند و طبل یا دهل می‌زنند. سپس سینه‌زن‌ها در پشت این صف حرکت می‌کنند.






تعزیه

در تعزیه بازیگران واقعه کربلا را به شکل نمایش بازی می‌کنند.






عَلم

عَلم یا جریده یکی از وسیله‌های نمادین بکار رفته در آیین سوگواری عاشورا در میان شیعیان است. این وسیله معمولاً چوبی بلندی به ارتفاع پنج شش متر که سر آن پنجه‌ای برنجین می‌گذارند و پارچه‌های رنگین قیمتی به چوب می‌بندند. علم از فلز ساخته شده، توسط علم دار حمل می‌شود. در مناطقی از ایران مردم اعتقاد دارند که برخی از علم‌ها، که با نام علم جوش شناخته می‌شوند، اصطلاحا می‌جوشند.. در تصویر ضمیمه، که در روستای الهرد منطقه ارسباران گرفته شده است، دو علم در میان دایره عزادارن دیده می‌شوند. یکی از علم‌ها ساکن است و دیگری در حالت افقی قرار گرفته و علمدار را می‌کشد.






نخل

نخل تابوت بزرگ و بلندی است که در روز عاشورا به عنوان تابوت امام حسین حرکت داده می‌شود.
عزاداری‌های محلی در ایران

آئین سقاخانه: در بروجرد، برخی خانواده‌ها یک اتاق منزل خود را سیاهپوش می‌کنند و در شبهای دهه محرم، از عزاداران پذیرائی می‌کنند. سقاخانه‌های هر کوی، با نصب پرچم و چراغ و بازگذاشتن درب منزل مشخص می‌شوند.
چک‌چکو: نوعی عزاداری شبیه به سینه زنی است که در آن از دو قطعه چوب یا سنگ استفاده می‌شود. چک چکو در استهبان استان فارس رایج است.
خره مالی در استان‌های ناحیه زاگرس و شهرهای مختلف از جمله خرم‌آباد، بروجرد و بیجار
علم بندان در ماسوله - تصاویر
طوق بندان (علم بندان) در شاهرود
یاعباس یاعباس در شاهرود
وای عباس در مراغه
کرب زنی در لاهیجان
طشت گذاری در آذربایجان، زنجان، آستارا و تالش
علمگردانی در هزاوه
کاروان هلال غم در زواره
شامگاه خدام (شمع و چراغ) در شاهرود
سنگ زنی در تهران قدیم
قفل آجین در تهران قدیم و زنجان
شمع آجین در تهران قدیم
سنج و دمام در خوزستان، بوشهر و هرمزگان
نخل برداری (نخل گردانی) در استان یزد
شاخ به شاخ در روستاهای استان یزد


عزاداری در کشورهای دیگر






عراق

مشق شمشیر
مشعل گردانی







هند

بر خلاف باور عموم، محرم یک روز خاص نیست بلکه نام یک ماه هست. این ماه یکی از چهار ماه مقدس است. سه مورد دیگر، ذی القعده، ذی الحجه و رجب می‌باشند.

خداوند جهان را و آسمان و زمین را در این ماه پر برکت خلق کرد. جدا از واقعهٔ غم انگیز کربلا، این ماه در تاریخ اسلامی، با بسیاری از رویدادهای فرخنده و قابل توجه در ارتباط است

خداوند حضرت آدم را در این ماه خلق کرده و توبهٔ اورا قبول نموده و او را مورد عفو قرار داده است. کشتی نوح چندین قرن پیش در همچنین زمانی با موفقیت در کوه جودی لنگر انداخت. همچنین این اعتقاد بین مسلمانان وجود دارد که در این ماه خداوند حضرت ابراهیم را از آتش نمرود حفظ کرد و حضرت موسی و یارانش را از خشم فرعون و تعقیب همراهانش در امان نگه داشت.

در واقع، شهادت امام حسین، ادامه‌ای است برای بحث جانشینی حضرت پیامبر. همه فرقه‌های اهل سنت بر این باورند که پیامبر به صراحت نام هر جانشین را نگفته‌اند، در حالی که شیعیان آن را رد می‌کنند و بر این باورند که او نام جانشین را اعلام کرده که حضرت علی بود.

شیعه و اهل سنت - این حادثهٔ غم انگیز، جامعه اسلامی را برای همیشه به دو فرقه تقسیم کرده است. شیعیان علی، حسن و حسین را ائمه و خلفای بر حق در نظر می‌گیرند و علناً به خاطر قتل وحشیانه آنها سوگواری می‌کنند. مسلمانان سنی نیز بزرگداشتی به خاطر شهادت امام حسین دارند، اما به شیوه نمایشی کمتر، به جای آن بیشتر بر جنبه‌های معنوی آن تمرکز می‌کنند.







محرم

محرم یک تعطیلی رسمی در هند هست که شروع سال اسلامی ست. این روز برای بسیاری از کارمندان تعطیل می‌باشد. بعضی از مردم شروع سال جدید اسلامی را با آتش بازی جشن می‌گیرند.

بعضی از مردم همچنین در روزهای نهم و دهم، یا دهم و یازدهم ماه محرم، روزه می‌گیرند.{طبق گفته‌های یک کارشناس ارشد در رشتهٔ آموزه‌های اسلامی در هند (از فرقهٔ اهل حدیث), اهل سنت روز هشتم و نهم محرم را روزه می‌گیرند زیرا دستوریست که از سوی پیامبر داده شده. ماجرا از این قرار است که یهودیان روزه بودند. وقتی پیامبر علت را جویا می‌شوند، می‌گویند به خاطر رهایی حضرت موسی از فرعون، ما با روزه گرفتن این مناسبت را جشن می‌گیریم. سپس پیامبر (ص) امر می‌فرمایند که ما مسلمانها باید روزه بگیریم نه آنها. پس علیه آنها روزه بگیرید. یهودیان یک روز روزه می‌شوند و اهل تسنن دو روز}

آنها ممکن است جلسات مخصوص دعا در منازل یا مساجد داشته باشند. همهٔ مسلمانان این مراسم را اجرا نمی‌کنند و در این مناسبت رفتار مشابه ندارند. بعضی از مسلمانان ماه محرم را به خاطر جنگ و حادثهٔ کربلا، ماه عزاداری می‌دانند.

پولیکالی که با نام رقص ببر هم معروف می‌باشد، گوشه‌ای از مراسم محرم در ایالت کرالا ست. بعضی از مسلمان‌ها بدنشان را به شکل ببر نقاشی می‌کنند و ماسک می‌زنند و در خیابان رژه می‌روند، می‌خوانند و می‌رقصند و حرکات ببر را تقلید می‌کنند. آنها با این کار می‌خواهند به صورت خیالی، تصویری از شجاعت امام حسین را به نمایش بگذارند! {به نظر می‌رسد منظور اعتقاد به این واقعه باشد که حتی حیوانات عزادار حادثهٔ کربلا بودند. در شهرستان مهریز یزد شاهد گونه‌ای از این عزاداری هستیم که مردی در جلد شیر فرو می‌رود و با ماشین دور تا دور حسینیه چرخانده می‌شود در حالی که کاه بر سر می‌پاشد. باید در نظر گرفت واژهٔ رقص الزاماً به معنای آیینی برای شادمانی نیست}.







رویدادهای دیگر که در ده روز اول محرم رخ می‌دهند عبارتند از:

رژه همراه ماکتی از آرامگاه امام حسین گردهمایی که در آن مردان جوان برای سوگواری، خودرا با زنجیر و چوب می‌زنند {مراسم سینه زنی، زنجیر زنی و قمه زنی شیعیان} پخش کردن خوراکی بین فقیران وعده‌های خوراکی در مساجد و مراکز اجتماعی {نذری} نمایش آتش بازی

بعضی از این رویدادها در جهان اسلام مورد بحث است. محرم {ممکن است منظور روز عاشورا باشد. چون در تقویم هند تعطیل است اما مردم برای روز عاشورا نیز از واژهٔ محرم استفاده می‌کنند}, عمدتاً یک تعطیلی اسلامیست اما مردم از سایر ادیان نیز ممکن است در این مراسم شرکت کنند و یا شاهد فعالیتها باشند.

روز اول محرم در هند تعطیلی رسمی ست بنابرین ادارات دولتی، دفاتر پست و بانکها تعطیل هستند. ممکن است مغازه‌ها و کار و بار و سایر نهادهای اسلامی، تعطیل باشند یا ساعات کار را کاهش دهند. مردمی که مایل به استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی هستند ممکن است نیاز باشد که جدول زمانی را با مسئولان محلی هماهنگ کنند. نماز جماعت و مراسم دعا، رژه و راهپیمایی در این روز ممکن است باعث ترافیک شدید خصوصاً در مناطق مسلمان نشین شود.

در میان شیعیان هند مراسمی معمول است که ممکن است در نواحی مختلف، جزئیاتی متفاوت داشته باشند. به محض ظاهر شدن ماه جدید، مردم هر سال در مکان‌های دائمی (که در جنوب هند به عاشور خانه معروف است) گرد هم می‌آیند. آنها بعد از خوردن شربت (نوشیدنی شیرین و خنک), یا برنج {منظور نذری ست} با نام حسین فاتحه می‌خوانند. نوشیدنی خنک به معنای یادآوری مومنان از تشنگی وحشتناک حسین و خانواده و همراهانش هست که رنج برده‌اند. بعد خوراک و نوشیدنی بین مردم خصوصاً فقرا پخش می‌شود. در بعضی مکان‌ها هر روز غروب مردم گودالی حفر می‌کنند و درونش آتش روشن می‌کنند و دورش با چوب یا شمشیر حفاظ می‌سازند. یا دورتا دور این گودال می‌دوند و فریاد می‌زنند

عاشور خانه معمولاً با پارچه‌های سیاهی که روی آن آیات قرآن نوشته شده تزئین می‌شود. درون عاشور خانه تابوت‌ها و سازه‌های چوبی قرار دارد که با ورق‌های نقره‌ای، کاغذهای رنگی و زرق و برق دار پوشش داده شده. آنها با تخیل و احساس هنری ساخته شده است و به منظور نشان دادن آرامگاه حسین، در دشت کربلا، و یا مقبره پیامبر در مدینه و یا حتی تاج محل در اگرا بنا شده. در کنار آن‌ها وسایل جنگی قرار دارد که متصور هستند امام حسین در کربلا از آنها استفاده کردند. مثل عمامه (از طلا)، یک شمشیر، سپر، تیر و کمان

همچنین تعدادی علم یا علامت در اشکال گوناگون وجود دارد که هر کدام معنی مخصوص خود را دارند. اغلب علم‌ها شکل یک دست را در راس خود دارند. این علامت از آنجایی محبوب است که به پنج تن از اعضای خانوادهٔ پیامبر اشاره دارد: محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین







به یاد کربلا

هر روز عصر مردم در عاشور خانه یا منازل خود گرد هم می‌آیند. این مجالس، یادآور قدم به قدم وقایع کربلاست. از زمانی که امام حسین دعوت کوفیان را دریافت کرد تا زمانی که شهید شد. ذاکر خطابه‌ای را برای اعضای مجلس می‌خواند و مرثیه گوها اشعاری را که حوادث کربلا را به یاد می‌آورد، قراعت می‌کنند. این وقایع به طور هنرمندانه‌ای بی رحمی یزیدیان که امام حسین، خانواده و همراهانش را کشتند روایت می‌کنند. این مراثی شامل نوحه (اشعار درد و رنج) همراه با سوز خوانده می‌شوند تا احساسات شنوندگان را برای ندبه و گریه تحریک کنند. مومنان از جا بر می‌خیزند و با اندوه سینه می‌زنند و فریاد می‌زنند: یا حسن، یا حسین. در عین حال یزید، خلیفه‌ای که باعث کشته شدن امام حسین شد، نفرین می‌شود.







دسته‌ها و مراسم دیگر

از هفتم تا دهم محرم مراسمی برگزار می‌شود که در بزرگداشت پسر امام حسن، قاسم هست. قاسم، در حالی به شهادت رسید که تازه داماد بود. همراه با هیئتی که در صفوف منظم می‌روند، اسب سفیدی (دلدل یا ذوالجناح) می‌رود که نشانهٔ مرکب امام حسین هست. یا اشاره به اسب عروس قاسم دارد. قاسم دقیقاً قبل از حادثهٔ کربلا با دختر امام حسین (فاطمه صغرا) ازدواج کرده بود. به خاطر همین مردم مکرراً فریاد می‌زنند:عروس! داماد! عروس! داماد!

در روز هشتم نیزه‌ای به حرکت در می‌آید در حالی که سر امام حسین را حمل می‌کند. این کاراشاره به واقعه‌ای دارد که به دستور یزید سرها را بر نیزه کردند.

به علاوه تابوتهایی از امام حسن، امام حسین و قاسم حمل می‌شوند. تمام مدت مردم سینه می‌زنند و می‌گویند: حسن! حسین! بعضی مواقع این کار متوقف می‌شود و گروهی از مردان و پسران با نیم تنهٔ برهنه و با دسته‌های تیغ خودشان را می‌زنند که خون از پشتشان جریان میابد {قمه زنی} یا گروهی بزرگ تشکیل می‌شود که در حالی که به شدت بر سر و سینه می‌کوبند، همراه هم داد می‌زنند: یا حسن! یا حسین!

رسم است که تابوت‌ها و علم‌های سبز (علامت‌های ارتش امام حسین، تزئین شده با نقره، طلا و برنج) در صفوف منظم توسط مردان پابرهنه که سینه می‌زنند، مرثیه می‌خوانند و گاهی اوقات برای ابراز غم و اندوه خود، خودزنی می‌کنند، حمل می‌شوند. این پروسه در طول ماه محرم ادامه دارد و در روز دهم ماه، که روز عاشورا نام دارد، به اوج خود می‌رسد.

روز دهم، عاشوراست. در این روز تابوتها را در آب می‌اندازند یا در گودالی که به این منظور و به نام کربلا حفر کرده‌اند، به صورت دسته جمعی دفن می‌کنند. در غروب دوازدهم مردم تمام شب را بیدار می‌مانند و برای بزرگداشت امام حسین قرآن و مرثیه می‌خوانند.

روز آخر مقداری خوراکی تهیه می‌شود و بعد از خواندن فاتحه آن را به فقرا می‌دهند. با این امور خیر، مراسم محرم پایان میابد.






نقدهای درون‌دینی

سید علی اصغر غروی: شیعیان به جای بزرگداشت این قیام و پرداختن به علل، نتایج، دستاوردها و نقش تاریخ ساز آن، بیشتر به حواشی ماجرا می‌پردازند، و در این میان، سخنرانان نیز بی‌تقصیر نیستند، قصه‌گویانی که از قرآن و نهج البلاغه اطلاع کمی دارند، یا اصلاً اطلاعی ندارند، و کمتر از آنها نقل می‌کنند، و این فرصت مغتنم را برای معرفی حقیقت دین به مردم از دست می‌دهند. بیش از نیمی از زمان هر مراسم، صرف عزاداری می‌شود! داستانهای بسیاری در مورد گلوی بریدة حسین، دستان بریده و فرق شکافتة ابوالفضل، گلوی شکافتة علی اصغر و جوانی علی اکبر تعریف می‌شود، اما افسوس و صد افسوس که هیچ کس نمی‌گوید اینها همه برای چه بود! نمی‌گویند چون یزید ظالم بود و حسین بن علی می‌خواست احقاق حق کند، آن اتفاقات روی داد! چطور ممکن است جامعه‌ای ادعاء حب حسین داشته باشد ولی از اخلاق حسین و نوع دینداری او بی‌خبر باشد؟! اگر قبول داریم حسین بر حق بوده، پس مشکل در عدم شناخت صحیح حق و ناحق است! آن هم حق و ناحق امروز، نه ۱۴۰۰ سال پیش، که معما چو حل گشت آسان شود می‌پنداریم که در مصیبت حسین گریه می‌کنیم، ولی در اصل به حال خودمان می‌گرییم و این داستان تکراری عزاداریهای ما در طول تاریخ بوده است! چون اساساً اکثر ما حق و باطل را نمی‌شناسیم یا اگر شناختیم منافعمان ما را وادار به سکوت می‌کند.







مقتل‌الحسین

مقتل در لغت به معنی محل قتل و در اصطلاح به گزارشات به قتل رسیدن امامان اشاره دارد. در میان مقتل ها مقتل امام سوم شیعیان از همه مهم تر و بیشتر مورد توجه است.

مقتل الحسین نام دسته‌ای از کتب است، که وقایع کربلا و کُشته‌شدن حسین بن علی در آن شرح داده شده‌است.






منابع دست اول

منابع دست اول نبرد کربلا به دو دسته کلی تقسیم می‌شود. دسته اول احادیث و بیانات اهل بیت است که در بخش عمده آن در کتب حدیث گرد آمده‌است. دسته دوم گزارش‌های تاریخی برگرفته از روایات حاضران در حادثه‌است.

از مقاتل دسته دوم به طور خاص مقتل ابومخنف نوشته ابومخنف(ف. ۱۵۷ هجری قمری) به طور تقریباً کامل از دو طریق کتاب تاریخ طبری و کتاب الارشاد شیخ مفید در دسترس می‌باشد. از سایر گزارش‌های تاریخی جز اندکی در خلال کتاب‌های تاریخ چیزی در دسترس نیست.








منابع دست دوم

منابع دست دوم مبتنی بر گزارش‌های منابع دست اول است. این منابع در زمانی تهیه شده‌است که به علت فاصله تاریخی امکان دسترسی به روایات شاهدان واقعه میسر نبوده‌است.

فهرستی از مهمترین منابع دست دوم به شرح ذیل است:

طبقات الکبری، ابن سعد (متوفی ۲۳۰)
انساب الاشراف، بلاذری (متوفی ۲۷۹)
اخبار الطوال، دینوری (متوفی ۲۸۳)
تاریخ طبری (متوفی ۳۱۰)
الفتوح، ابن اعثم کوفی (متوفی حدود ۳۱۴)
مقاتل الطالبیین، ابوالفرج اصفهانی (متوفی ۳۵۶)
معجم الکبیر طبرانی (متوفی ۳۶۰)
شرح الأخبار، قاضی نعمان (متوفی ۳۶۳)
کامل الزیارات، ابن قولویه (متوفی ۳۶۸)
امالی شیخ صدوق (متوفی ۳۸۱)
ارشاد، شیخ مفید (متوفی ۴۱۳)
روضة الواعظین، ابن فتال نیشابوری (متوفی ۵۰۸)
اعلام الوری، طبرسی (متوفی ۵۴۸)
مقتل الحسین خوارزمی (متوفی ۵۶۸)
تاریخ مدینة دمشق، ابن عساکر (متوفی ۵۷۱)
مناقب ابن شهر آشوب (متوفی ۵۸۸)
الکامل فی التاریخ، ابن اثیر (متوفی ۶۳۰)
مثیر الأحزان، ابن نما (متوفی ۶۴۵)
تذکرة الخواص، سبط ابن جوزی (متوفی ۶۵۳)
اللهوف علی قتلی المطفوف (لهوف) سید بن طاووس (متوفی ۶۶۴)
کشف الغمة، اربلی (متوفی ۶۹۲)
سیر اعلام النبلاء، ذهبی (متوفی ۷۴۸)

در میان منابع دست دوم اللهوف علی قتلی الطفوف نوشته دانشمند شیعه سید پسر طاووس (ف. ۶۶۴ هجری قمری) جایگاهی ممتاز داراست.

چنانکه مرتضی مطهری در کتاب حماسه حسینی می‌نویسد نبرد کربلا در برخی از منابع بخصوص کتاب‌هایی که برای مجالس روضه و عزا نوشته شده به شدت دچار تحریف شده‌است نظیر روضه الشهدا اثر حسین کاشفی(ف. ۹۱۰ هجری قمری)، محرق القلوب اثر مهدی نراقی و اسرار الشهادة اثر فاضل دربندی.






منابع متأخر

منابع متأخر کتاب‌هایی هستند که در سده اخیر به بررسی و گزارش واقعه کربلا پرداخته‌اند. اکثر این کتاب‌ها از دو جهت با منابع تاریخی دست اول و دست دوم متافئت هستند. نخست آنکه با ورود تحریفات فراوان بخصوص در چند قرن اخیر در بیان حوادث نبرد کربلا، این کتاب‌ها تلاش داشته‌اند که واقعیت تاریخی بدون تحریف را ارائه کنند. دوم آنکه عمدتاً دربردارنده تحلیل‌های اعتقادی، سیاسی و اجتماعی هستند و به عبارت دیگر بیشتر تاریخ تحلیلی هستند و نه صرفاً تاریخ نقلی.

نفس المهموم نوشته شیخ عباس قمی
حماسه حسینی نوشته مرتضی مطهری
لمعات الحسین علیه‌السلام تالیف علامه‌آیت‌الله حاج سیّدمحمّدحسین حسینی طهرانی، حاوی برخی از خطبه‌ها و موعظه‌های امام حسین علیه‌السلام است که با ذکر مدارک معتبر نقل شده.
کتاب‌شناسی اندیشه سیاسی عاشورا
ابوالقاسم سحاب، زندگانی حضرت ابیعبدالله الحسین سیدالشهداء (ع)، انتشارات کتاب سحاب، چاپ سوم، تهران ۱۳۷۴
فتح خون نوشته مرتضی آوینی
پس از پنجاه سال سید جعفر شهیدی
انوار الشهاده ، محمدحسین یزدی متوفای 1297ق







حسین بن علی و نبرد کربلا از دیدگاه علمای اهل سنت

حسین بن علی که نوه پیامبر اسلام و فرزند علی بن ابی‌طالب می‌باشد به نقل دانشمندان و محدثان مذهب سنی به صفات مختلف یاد شده‌است. احمد بن حنبل در روایتی از محمد پیامبر اسلام، حسین بن علی را آقای جوانان بهشت معرفی می‌کند. علاء‌الدین متقی هندی در کنز العمال آورده‌است: حسین بن علی زمینه ساز دوستی خدا و پیامبرش معرفی شده‌است و جایگاه جاودانش در بهشت خواهد بود. ابن صباغ مالکی از راویان و دانشمندان مذهب سنی در رابطه با حسین بن علی روایت کرده‌است: هنگامی که حسین بن علی به نماز می‌ایستاد رنگش زرد می‌شد. ابن تیمیه فقیه و متکلم مسلمان دوره حمله مغول قاتلین حسین بن علی را لعنت می‌کند. ابن خلدون از حسین بن علی به عنوان صحابی مجتهد یاد می‌کند و او را شایسته رهبری برای قیام علیه یزید بر می‌شمرد.
5:23 am

گورخر ایرانی

گور یا گورخر ایرانی، نوعی گورخر آسیایی (Equus hemionus) و پستاندار بزرگی متعلق به اسب‌سانان و
بومی بیابان‌های سوریه، ایران، هند و تبت است.

به این حیوان خر وحشی آسیایی نیز می‌گویند. مانند اکثر حیوانات بزرگ تیره چرندگان تعداد آن به علت شکار
و از بین رفتن محل سکونتشان کاهش یافته‌است و از شش زیرگونه یکی کاملاً از بین رفته است و دو زیرگونه
نیز در صورت بی‌توجهی تا مدتی دیگر نابود خواهند شد که یکی از این گونه‌ها گورخر ایرانی است.





از خر وحشی آسیایی، در حال حاضر پنج زیرگونه زندگی می‌کنند که عبارتند از:

E.h.kulan: خروحشی کولان که در ترکمنستان و احتمالاً افغانستان وجود دارد.
E.h.hemionus: خروحشی ژیگتای که در چین و مغولستان دیده می‌شود.
E.h.kiang: خروحشی کیانگ که در چین و هندوستان زندگی می‌کند.
E.h.khur: خروحشی خور که در شبه‌قاره هند وجود دارد.
E.h.onager: گور خر ایرانی.

کیانگ یک گونه تبتی است که عموماً به شاخه دیگری نسبت داده می‌شود هر چند به عنوان زیرگونه‌ای از
گورخر آسیایی طبقه بندی شده‌است.

گورخر آسیایی از الاغ کمی بزرگ‌تر است، در حدود ۲۹۰ کیلو وزن دارد و طول بدن و سر حدوداً ۲٫۱ متر است
و نسبت به الاغ شباهت بیشتری به اسب دارد. این جانور نسبت به اسب پاهای کوتاه‌تری دارند و رنگش
نسبت به فصل تغییر می‌کند. در تابستان رنگش قهوه‌ای مایل به سرخ و در زمستان قهوه‌ای مایل به زرد
است و بر پشتش نواری سیاه که با رنگ سفید احاطه شده قرار دارد.

از گورخر آسیایی در سومر باستان برای کشیدن ارابه استفاده می‌کردند.

در بین حیات وحش متنوع فلات ایران، گورخر ایرانی، که به دلیل منقرض‌شدن نسل‌اش در معرض انقراض قرار
دارد، در زیست‌گاه حیات وحش یوت‌واتا، در اسرائیل تکثیر شده‌است.




گورخر

زبرا یا گور خر آفریقایی جانوری از خانواده ی اسب و بومی آفریقای مرکزی و جنوبی است. این جانور به خاطر
خطوط سیاه و سفید روی بدنش معروف است. این خطوط معمولاً بر روی سر گردن و تنه به صورت عمودی
وجود دارد. این نوارهای سیاه و سفید در پنهان شدن گورخر از دید صیادان موثراند.

گر چه در فارسی امروز اغلب به این حیوان گورخر می‌گویند اما گوری که در ایران و برخی نقاط دیگر آسیا
یافت می‌شود و بهرام گور، مطابق افسانه‌های ایرانی، صید می‌کرد از این نوع گورخرهای آفریقایی نیست و
پوستی ساده و به رنگ زرد اخرایی دارد و به گورخر ایرانی مشهور است.

پژوهش‌های جدید در سال ۲۰۱۲ نشان می‌دهد که نوع بازتاب نور از بدن مخطط گورخر جذابیت کمتری برای
خرمگس‌ها دارد و خرمگس‌ها بدن چارپایان سیاه را برای نیش زدن به بدن راه‌راه گورخر ترجیح می‌دهند. این
پژوهش نشان می‌دهد احتمال این‌که راه‌راه شدن بدن گورخرها در مسیر تکامل ژنتیکی به خاطر دفع
خرمگس‌ها بوده‌باشد زیاد است.
دیگر دلیل‌هایی که برای راه‌راه بودن گورخر ذکر شده این است که این امر به تنظیم دمای بدن آن‌ها کمک
می‌کند، به بازشناختن گورخرها توسط یکدیگر کمک می‌کند و درندگانی را که می‌خواهند به گله گورخرها
حمله کنند گیج می‌کند.




اهلی کردن
تلاشهایی در اهلی کردن گورخر انجام گرفته‌است. از آن میان می‌توان به ایجاد نوعی قاطر از نسل گورخر
اشاره نمود.




هم خانواده
علاوه بر اینکه اسب و خر بعنوان اسبیان با گورخر هم خانواده اند. گونه زانکی نزدیک به گونه گورخر نیز وجود
دارد که ترکیبی از گورخر نر با دیگر گونه هاست. ترکیب گورخر نر با خر ماده ایپو نام دارد که در ایتالیا یافت می
شود و ترکیب گورخر نر با اسب ماده زورس (Zorse) می باشد.




اسب
اسب، با نام علمیEquus ferus caballus،

یکی از دو زیرگونه‌های اسب وحشی (Equus ferus) است. این جانور پستاندار و فَردسُم است و به تیره
اسبیان تعلق دارد. فرگشت اسب از ۴۵ تا ۵۵ میلیون سال پیش به این سو آغاز شده است، گذشتهٔ
اسب‌های بزرگ و تک‌سم امروزی به جانورانی کوچک‌جثه و چندسم باز می‌گردد. نزدیک به ۴۰۰۰ سال پیش
از میلاد انسان تلاش کرد تا اسب را اهلی کند. گمان بر این است که تا سال ۳۰۰۰ پیش از میلاد اسب‌های
اهلی در جاهای گوناگونی از زمین حضور داشتند. اسب‌های زیرگونهٔ caballus اهلی شده‌اند، اگرچه بسیاری
از آن‌ها در طبیعت آزاد زندگی می‌کنند. البته اسب‌هایی وجود دارند که هرگز اهلی نشده‌اند؛ برای نمونه
اسب شوالسکی تنها زیرگونه‌ای است که واقعاً تاکنون وحشی باقی‌مانده است.

اندام‌های اسب به گونه‌ای است که به آن اجازه می‌دهد بی درنگ سرعتش را در برابر درندگان بالا برد. اسب
توان بالایی در نگه داشتن تعادلش در هنگام دویدن دارد، همچنین می‌تواند بی درنگ خود را آمادهٔ نبرد یا فرار
از دشمن کند. اسب‌ها می‌توانند به صورت ایستاده یا نشسته بخوابند. دوران بارداری اسب ماده (مادیان)
نزدیک به یازده ماه است. نوزاد اسب که کُرّه نام دارد اندکی پس از آنکه به دنیا آمد می‌تواند روی پاهایش
بایستد و بدود. بیشتر اسب‌های اهلی در میانهٔ دو تا چهار سالگی زیر زین یا مهار (برای درشکه) تمرین
می‌بینند. اسب در پنج سالگی کاملاً بالغ می‌شود و می‌تواند میان ۲۵ تا ۳۰ سال نیز عمر کند.

نژاد اسب بسته به خوی جانور، دارای سه دستهٔ مهم است: اسب‌های سرزنده یا «پُرحرارت» که می‌توانند
در سرعت‌های بالا داشته باشند، اسب «خونسرد» مانند اسب‌های بارکشی و پونی که برای کار سنگین و
سرعت کم مناسبند، و «اسب‌های خون‌گرم» که از ترکیب دو نژاد دیگر بدست آمده‌اند که برای سواری‌های با
هدف ویژه آموزش می‌بیند و در اروپا معمول هستند. امروزه بیش از ۳۰۰ گونه اسب در جهان وجود دارد که
هرکدام برای هدف ویژه‌ای پرورش می‌یابند.

انسان و اسب در موردهای گوناگونی به صورت رقابتی یا غیر رقابتی با هم اندرکنش دارند؛ مانند کار به صورت
اسب پلیس، کشاورزی، کارهای تفریحی و درمانی. از دیرباز اسب‌ها در میدان‌های جنگ کاربرد داشته‌اند و به
همین دلیل فن‌ها و ابزارهای سوارکاری و کنترل اسب بسیار گسترده‌اند. محصولات بسیاری از اسب بدست
می‌آید که از آن جمله می‌توان به: گوشت، شیر، مو، استخوان، پوست و برداشت مواد دارویی از ادرار مادیان
باردار اشاره کرد. انسان‌ها برای اسب‌های اهلی، خوراک، آب، پناهگاه، مراقبت‌های پزشکی و نعل فراهم
می‌کنند.
واژه‌شناسی
واژه اسب (Aspa) (آفریده نیک) که در اوستا آمده‌است، خود یک واژه، از دوره پیش از تاریخ و به احتمال زیاد
مادی(پارتی، اوستایی) است، و در پارسی باستان (asa)بوده و در سانسکریت(acva) آمده‌است. و بسیاری
از نامهای اساطیری در متون کهن از این واژه گرفته شده‌است، به مانند: «اسپریس» به معنی میدان اسب
دوانی و «اسپست» به منای یونجه که با تلفظی متفاوت به برخی زبانهای دیگر منتقل شده‌است.

نام اسب همواره با واژه‌هایی مانند چابکی همراه بوده‌است. پیشینیان برای اسب‌های خود احترام بسیاری
قائل بودند به گونه‌ای که صاحب اسب، نیاکان اسب نژادین خود را تا ۱۲ نسل پشت می‌دانست و به هنگام
مرگ اسبش به شدت غمگین می‌شد.[نیازمند منبع] همچنین اسب را جانوری نجیب نیز می‌شناسند. ولی
در هنگام خشم اسب نزدیکی به او بسیار خطرناک است.

اسب را در پارسی میانه و اوستایی نیز اَسپ (asp)می‌گفتند. نامهای بسیاری از بزرگان ایرانی در روزگار
باستان دارای پسوند -اسپ بوده‌است (مانند گشتاسپ، ارجاسپ، گرشاسپ، جاماسپ، لهراسپ،
ویشتاسپ، هیدراسپ، بیوراسپ، ساتاسپ و ...)که نشان از اهمیت این جانور در میان ایرانیان است.
در زبان سانسکریت این واژه به ریخت azva بوده که واژه سوار و اسوار نیز در زبان پارسی کنونی از همین
ریشه‌اند. خود این واژه از ریشهٔ واژهٔ هندواروپایی *eḱwa یا eḱwo ریشه گرفته‌است. اسب برای اولین بار در
آسیای میانه اهلی شده‌است. سپس به دشتهای ایران راه یافته‌است. در ایران باستان بویژه دوره
هخامنشی اسب نقش بسیار زیادی داشت به اسبهای تربیت یافته پارس می‌گفتند عرب‌ها این کلمه را به
فارس معرب کرده‌اند و آن را به معنی تیزرو و سوار کار ماهر به کار می‌برند. اسب حیوانی است که با سرما و
شرایط سخت کوهستانی سازگار است بر خلاف شتر که با شرایط گرم و شن زار و سرزمین عربی سازگار
بوده‌است.




رده‌بندی و فرگشت
اسب برای ادامه بقا خود را برای زندگی در مناطق باز و وسیع و علف‌زارها تطبیق داد. در چنین زیست‌بومی،
جانوران چراکننده بسیار بزرگ، به ویژه نشخوارگران، توانایی ادامه حیات نداشتند. اسب‌ها و دیگر اسبیان
جانورانی فردسم از راسته فردسمان هستند، گروهی از پستانداران که در دوره ترشیاری بر زمین حکم
می‌راندند. در گذشته، این راسته شامل ۱۴ تیره بود ولی امروزه تنها ۳ تیره از آن‌ها (اسبیان، تپیرها، و
کرگدن‌ها) باقی‌مانده‌اند.کهن‌ترین گونه شناخته شده از تیره اسبیان خرگوشک‌دد (نام علمی:
Hyracotherium) است که میان ۵۵ تا ۴۵ میلیون سال پیش در دوره ائوسن زندگی می‌کرد. این جانور ۴
انگشت در هر پای جلویی داشت و ۳ انگشت در پاهای عقبی. انگشت اضافه در پاهای جلو با پدیدار شدن
میان‌اسب‌آبی (نام علمی: Mesohippus) در ۳۷ تا ۳۲ میلیون سال پیش از میان رفت. با گذر زمان،
انگشت‌های کناری (بیرونی) اضافی کوچک و کوچک‌تر شدند تا آنکه ناپدید گشتند. همه آنچه در اسب‌های
کنونی باقی‌مانده است تعدادی استخوان وستیجیال کوچک در پا زیر زانو است. پاهای آن‌ها همچنین با ناپدید
شدن انگشتان بلندتر شد تا آنکه اسب‌ها تبدیل به سم‌دارانی شدند که می‌توانستند با سرعت زیاد بدوند. تا
هنگام ۵ میلیون سال پیش، اسب نوین کنونی پدید آمده بود.

دندان‌های اسب همچنین خود را از دندان‌هایی برای خوردن گیاهان نرم و گرمسیر به دندان‌هایی برای جویدن
علف‌های اندکی خشک‌تر و سپس علف‌های دشت و صحراها تغییر دادند. از این رو، اسب‌های نخستین از
جانورانی برگ‌خوار و جنگل‌نشین به جانورانی علف‌خوار و ساکن مناطق نیمه‌خشک سراسر جهان از جمله
استپ‌های اوراسیا و دشت‌های بزرگ آمریکای شمالی تبدیل شدند.

تا هنگام ۱۵٬۰۰۰ سال پیش، اسب امروزین جانوری با گستردگی فراوان در هام‌شمالگان بود. استخوان‌های
اسب از این دوره، یعنی پایان پلیستوسن، در اروپا، اوراسیا، برینژیا ، و آمریکای شمالی یافت شده‌اند.
این در حالی است که میان ۱۰٬۰۰۰ تا ۷٬۶۰۰ سال پیش، اسب در آمریکای شمالی منقرض شد و در دیگر
نقاط نیز کمیاب. دلایل این انقراض هنوز به درستی شناخته نشده‌اند، ولی یک نگره به این اشاره می‌کند که
انقراض در آمریکای شمالی مصادف با ورود انسان بود.دیگر بررسی بر این باور است که تغییرات آب و هوایی
باعث ایجاد توندراهایی فاقد گیاهان مفید برای این جانوران در نزدیک به ۱۲٬۵۰۰ سال پیش شد.

ساعت : 5:23 am | نویسنده : admin | مطلب قبلی | مطلب بعدی
پوگو | next page | next page